@طبيعت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبيعت بازى طبيعت ... واحد فاعله در طبيعت بدهد بد طبيعت بر خلاف اصول طبيعت خوشمزگى طبيعت طبيعت گرايى طبيعت حيوانى طبيعت ويژه طبيعت يا ماهيت چيزى را عوض کردن علم شناسايى طبيعت و ماهيت ... غرابت طبيعت فلسفه انتخاب اصلح در طبيعت فوق طبيعت مبنى بر طبيعت بازى ... و تماس بشر با طبيعت مربوط به طبيعت انسانى مسير طبيعت هم طبيعت