@طبيعى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبيعى پارچه ابريشم طبيعى يا مصنوعى ... از پشم طبيعى رنگ نشده ... پلاتين يا طلاى سفيد طبيعى پوست طبيعى پوشش طبيعى پوشش طبيعى پوست چيز عادى يا طبيعى کلوخه طبيعى آهن به فرمول ... هم آميختگى طبيعى قسمت هاى ... اکسيد طبيعى آهن اکسيد قلع طبيعى ... پيوستگى غير طبيعى سطوح در ... اثر طبيعى ارتفاع طبيعى بدن حيوان از شکل طبيعى انداختن از مجراى طبيعى بيرون رفتن اندازه طبيعى بحالت طبيعى ... که روابط طبيعى آنها را ... برجستگى و زائده ى غير طبيعى ناف به اندازه طبيعى به طور طبيعى به طور طبيعى افشانده شدن به طور عادى يا طبيعى بوره طبيعى واژه هاى شامل طبيعى ـ (92) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}