@طبيعى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبيعى سولفيد کادميوم طبيعى سياهى غير طبيعى پوست سياهى غير طبيعى بشره شبيه عکس هاى رنگى طبيعى شعور ذاتى و طبيعى طبيعى کردن طبيعى شدن طبيعى و دست نخورده طرفدار حفظ منابع طبيعى عامل غير طبيعى عدد طبيعى علم اوضاع بيرونى و طبيعى زمين علم طبيعى غير طبيعى غير طبيعى کردن ... پديده هاى طبيعى مى داند فلسفه طبيعى قير طبيعى لگاريتم طبيعى لنگر گاه طبيعى ... به طور طبيعى در گياهان ... مافوق طبيعى ماوراء طبيعى مبحث آثار و پديده هاى طبيعى مبحث علوم ماوراء طبيعى واژه هاى شامل طبيعى ـ (92) : 1 , 2 , 3 , 4