@طبيعى@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبيعى سولفيد کادميوم طبيعى سياهى غير طبيعى پوست سياهى غير طبيعى بشره شبيه عکس هاى رنگى طبيعى شعور ذاتى و طبيعى طبيعى کردن طبيعى شدن طبيعى و دست نخورده طرفدار حفظ منابع طبيعى عامل غير طبيعى عدد طبيعى علم اوضاع بيرونى و طبيعى زمين علم طبيعى غير طبيعى غير طبيعى کردن ... پديده هاى طبيعى مى داند فلسفه طبيعى قير طبيعى لگاريتم طبيعى لنگر گاه طبيعى ... به طور طبيعى در گياهان ... مافوق طبيعى ماوراء طبيعى مبحث آثار و پديده هاى طبيعى مبحث علوم ماوراء طبيعى واژه هاى شامل طبيعى ـ (92) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}