@طبيعى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طبيعى متخصص در علم علل طبيعى آتشفشان محيط طبيعى مخزن طبيعى و تحت الارضى آب مدفون شده در اثر عوامل طبيعى مذهب طبيعى مسکن طبيعى معتقد به فلسفه طبيعى ... متخصص ساختن مناظر طبيعى نما منابع طبيعى موافق با اصول طبيعى هوش طبيعى جانوران وابسته به تاريخ علوم طبيعى وابسته به علم ماوراء طبيعى واقع در جاى طبيعى خودش ويژه گر جغرافياى طبيعى ... فاصل بين آهنگ طبيعى صدا و اوج ... يخچال طبيعى واژه هاى شامل طبيعى ـ (92) : 1 , 2 , 3 , 4