@طراحى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طراحى کاغذ اعلى مخصوص ترسيم و طراحى ... چاپ مخصوص طراحى و گراور ... خودکارى در طراحى طراحى پيمانه اى طراحى گردى طراحى کردن طراحى کليات طراحى روى پارچه طراحى شبيه شبنم يخ زده طراحى قلاب دوزى طراحى مجدد کردن طراحى منطقى طراحى نطقى موسسه طراحى لباس و مد بانوان نخ ابريشم مخصوص طراحى هدف طراحى هنر خط نويسى و طراحى هنر طراحى هنر طراحى و دکوراسيون