@طرح@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طرح ... به لايحه يا طرح قانونى کسى که طرح يا کارى را ... از نو طرح کردن از نو طرح ريختن با گرافيک و طرح خطى ثبت کردن تهيه طرح هاى غير عملى ... دعواى متقابل طرح کردن زمينه و طرح مشبک تورى و غيره زمينه يا طرح راهنماى فيلم صامت طرح پارچه برجسته چين ... طرح پيشنهادى طرح پيمانه اى طرح کردن طرح کردن و ساختن طرح کلى طرح اساسى طرح بندى طرح بندى پرونده طرح بندى مدرک طرح حروف طرح خانه خانه مورب پارچه طرح خطى طرح خلاصه طرح خيالى طرح دادن واژه هاى شامل طرح ـ (59) : 1 , 2 , 3