@طرح@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طرح طرح دعوى کردن طرح دعوى در دادگاه طرح رقص يا بالت را ريختن طرح ريختن طرح ريز طرح ريزى طرح ريزى کردن طرح ريزى سيستم طرح ريزى عمليات صنعتى ... طرح صورت طرح عمومى طرح منطقى طرح موضوعى طرح نخستين لايحه قانونى در مجلس طرح نشان دادن طرح نقطه نقطه طرح نهايى طرح نويس طرح نى مانند طرح و نقشه کار طرح وظيفه مندى طرح يا الگوى اصلى طرح يا نقشه اى تهيه کردن قابل طرح دعوى قابل طرح ريزى واژه هاى شامل طرح ـ (59) : 1 , 2 , 3