@طرز@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طرز به طرز چاپلوسانه به طرز انگليسى تلفظ کردن به طرز خوبى مورد عمل قرار گرفته به طرز زيبا و دلپذير به طرز مخصوص به طرز نوين به طرز نوينى درآوردن ... از روش و طرز لباس جنس مخالف تلفظ يا نوشتن به طرز انگليسى خفه سازى به طرز اسپانيولى ... که در باره طرز انتشار و پخش ... روش طرز رشد ... و شعر و طرز تفکر زمان ملکه ... طرز پخش و انتشار موجودات ... طرز گفتار طرز کار طرز آرايش موى سر به طور پف کردن طرز آويختن طرز اداره طرز ايستادن طرز ايستادن يا قرار گرفتن طرز برخورد طرز بيان طرز تشکيل طرز تفکر واژه هاى شامل طرز ـ (54) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}