@طرف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طرف پرتاب تير به طرف هدف ... معنى از دو طرف و از دو ... چرخش به طرف پايين تپه چرخش به طرف چپ و راست گرايش به طرف نور گردش به طرف قطب راست کتى که در دو طرف دکمه دارد کسى يا چيزى که طرف توجه باشد ... بادبان خم شده به طرف دکل آن طرف آن طرف اشعه قرمز آن طرف اقيانوس اطلس آن طرف تر آن طرف دريا آن طرف ماوراء از اين طرف به آن طرف از دو طرف متقارن از طرف از طرف خود از طرف ديگر از طرف سر از طرف سر رشد کننده از طرف شرق از طرف عرض از طرف لبه واژه هاى شامل طرف ـ (144) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}