@طرف@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طرف از طرفى به طرف ديگر از يک سو پهن و از طرف ديگر محدب از يک طرف از يک طرف رودخانه به طرف ... از يک طرف مسطح و از ... اسکناس صادره از طرف خزانه استاد منصوب از طرف پادشاه اسم مشتق از طرف مادر ... انحصار صنايع از طرف دولت ... اراضى تيول از طرف اميرى به امير ... ... رسمى بيعت از طرف متحد يا متفقى ... امتياز به طرف ضعيف در بازى ... مجولات به طرف ديگر معادله انحنا يا خميدگى به طرف خارج ... ستون فقرات به طرف جلو اين طرف بازى با دست به طرف بالا بال زدن به طرف پايين بدين طرف بر طرف نشدنى به کدام طرف به آن طرف به اين طرف به طرف به طرف پايين واژه هاى شامل طرف ـ (144) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}