@طرف@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طرف به طرف پايين و عقب خم شده به طرف پشت به طرف چپ به طرف چپ کشتى به طرف آسمان به طرف انسان به طرف بالا به طرف بالا پرتاب کردن به طرف بالا کج کردن به طرف بالا انداختن به طرف بالا رفتن به طرف جاذبه يا مرکز ... به طرف جلو به طرف جنوب به طرف جنوب شرقى به طرف خارج به طرف خانه به طرف خاور رفتن به طرف خود کشيدن به طرف خود آوردن به طرف ديگر معادله بردن به طرف راست حرکت کردن به طرف رودخانه به طرف زمين به طرف ساحل واژه هاى شامل طرف ـ (144) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6