@طرف@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طرف حرکت سريع پا به طرف خارج حرکت قلم به طرف بالا ... دارايى متوفى از طرف دولت يا پادشاه ... خط منبسط به طرف بالا داراى تمايل چرخش به طرف چپ داراى دکمه در يک طرف کت در طرف راست در يک طرف درحالى که لبه به طرف جلوباشد زده شده از طرف پهن اسلحه سير به طرف پايين ضربه به طرف پايين طرف گفتگو طرف باد طرف توجه قرار دادن طرف دعوى طرف راست طرف روبه خشکى طرف صحبت طرف معامله طرف مقابل طرف يا سوى زيرين عيارى که از طرف زرگر يا دولت ... متمايل به طرف راس متمايل به طرف راست واژه هاى شامل طرف ـ (144) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}