@طعمه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طعمه به طمع طعمه يا سودى گرفتار کردن طعمه کردن طعمه جويى طعمه دادن طعمه دهنده طعمه را به قلاب ماهيگيرى بستن طعمه شکار طعمه شکارى طعمه قرار دادن طعمه يا چيز جالبى ... طعمه يا دام يا تورى ...