@طلايى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طلايى پرى شاهرخ طلايى باغ سيب هاى طلايى برنز طلايى جام طلايى ... توسط اجسام طلايى رنگ پولک ... رنگ زرد طلايى زرد طلايى سگ شکارى طلايى رنگ دورگه طلايى کردن طلايى رنگ قانون طلايى لب طلايى ماهى طلايى ماهى طلايى دريايى ميناى طلايى