@طور@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طور به طور ناقص به طور نامفهوم حرف زدن به طور ناهمگن به طور ناهنجار به طور نزديک به طور نسبى به طور نفرت انگيز به طور نمونه يا رمز به طور هنرمندانه يا هنرى به طور هوايى به طور هيبت يا ترسناک به طور وارونه و معکوس به طور وارونه يا معکوس به طور واضح به طور واقعى به طور واهى چيزى را ساختن به طور وحشيانه به طور وسيع به طور يکپارچه رنگ کردن به طور يکجا به طور يکسان به طور يکنواخت به طور يکنواخت يا يک وزن خواندن به طور يوميه ... غيره به طور غير عادلانه واژه هاى شامل طور ـ (339) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14