@طور@13

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طور ... مرده به طور برابر ميان ... توزيع شونده به طور خود کار ... فرآورى به طور مرحله اى توليد شده به طور خودبخود ... که به طور عمودى زيرپايه ... ثبت شونده به طور خود کار ... مکالمات را به طور سرى ضبط مى ... ... را به طور کمربندى سوراخ ... خاتمه يافته به طور غير عادى خودکار به طور غير ارادى ... آن به طور ناشناس برده ... ... مخابره اى به طور خودکار آن را ... ... پايين آن به طور افقى چيده شده ... ... نخ را به طور موازى قرار دادن ... ريختن به طور اسم صدر زندگى به طور صيغه شاغل مقامى به طور موقت ... چيزى که به طور غير مترقبه ظاهر ... شليک به طور دسته جمعى ضربان نبض به طور سه ضربه اى طرز آرايش موى سر به طور پف کردن طور ديگر عدم قبول چيزى به طور مودبانه فقدان لب به طور مادرزادى قفل شونده به طور خود کار واژه هاى شامل طور ـ (339) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}