@طور@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طور به طور چهار گانه به طور ژرف به طور گرم به طور گل دار به طور کارى به طور کامل به طور کامل افراشتن به طور کج به طور کشنده به طور کلى به طور کلى هر رساله ... به طور کنايه نشان دادن به طور کند و ملايم به طور آراسته و منظم و پاکيزه به طور آرام به طور آزاد يا رايگان به طور آشکار به طور آشفته گريزاندن به طور آنى يا زودگذر به طور آهسته به طور آهسته و غير ... به طور اکمل به طور اجمالى بررسى کردن به طور ارادى به طور اريب واژه هاى شامل طور ـ (339) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14