@طوفان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه طوفان پيش از طوفان نوح بعد از طوفان نوح ... درختان جنگل در اثر طوفان در برابر طوفان ايستادگى کردن دستگاه الکترونى کشف طوفان دستخوش طوفان طوفان ايجاد کردن طوفان تگرگ طوفان شديد طوفان شمال غربى طوفان شن طوفان غربى طوفان مستقيم طوفان موسمى طوفان ناگهانى طوفان همراه با تگرگ طوفان هوا طوفان يا گرداب شديد طوفان يا رگبار تگرگ مرغ طوفان مرغ طوفان اقيانوس منجمد شمالى مرغى مانند مرغ طوفان وابسته به پيش از طوفان وابسته به بعد از طوفان وابسته به طوفان نوح