چی

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. ضمیر (گفتگو): چه، چه‌چیز، کدام‌چیز.
  2. ضمیر چی یک پسوندِ اوستایی است
  3. ضمیر از فارسی میانه𐭬𐭤‎ čē، «چه، که»
  4. ضمیر جمع‌بندی دقیق، منسجم و مستند از واژه‌ی «چی» ارائه کنیم که شامل ریشه‌ها و تطورات معنایی در اوستایی، پهلوی، فارسی باستان و سانسکریت باشد: --- ۱. ریشه واژه واژه‌ی «چی» (مخفف «چیز») دارای ریشه‌ای بسیار کهن است و در منابع اوستایی، پهلوی، فارسی باستان و سانسکریت وجود دارد. زبان شکل واژه معنا منابع فارسی باستان čišciy / čitciy هر بودنی که چه نمایان باشد و چه پنهان G. Schmitt, The Old Persian Language پهلوی čiš چیز، هر موجود D. N. MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary اوستایی čiča موجود، چیزی G. Hoffmann, Avestan Dictionary سانسکریت cit / ciṣṭa موجود، چیزی که هست Monier-Williams, A Sanskrit-English Dictionary عربی شیء وام‌واژه از فارسی باستان/پهلوی Lane, Arabic-English Lexicon حتماً. من متن شما را بازنویسی کرده‌ام و ساختار آن را به‌صورت علمی‌تر، منسجم‌تر و با شماره‌گذاری استاندارد جدید مرتب کرده…

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}