@ظرفيت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ظرفيت کاميون داراى ظرفيت معينى کشتى داراى تعداد معينى ظرفيت آدم ظرفيت دار به قدر ظرفيت يک ماشين بيش از ظرفيت پر کردن بيش از ظرفيت يا نياز توليد کردن داراى پنج ظرفيت يا بنيان داراى نيتروژن با ظرفيت بالا داراى يک ظرفيت شخص کم ظرفيت که در اثر ... ظرفيت چيزى بر حسب گالن ظرفيت کار ظرفيت کشتى ظرفيت اتمى ظرفيت احساس و ادراک ظرفيت الکتريکى ظرفيت القاء مغناطيسى ظرفيت ترابرى ظرفيت خازنى ظرفيت شيميايى قيد هم ظرفيت هم ظرفيت واحد ظرفيت
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}