@ظروف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ظروف گنجه ظروف غذا و غيره ... سبکى که لاى ظروف و مال التجاره ... کمد يا اشکاف ظروف ... نگاه داشتن ظروف و کارد ... ... گنجه مخصوص ظروف آشپزخانه ... حاشيه بشقاب و ظروف قديمى ... دادن يا پاک کردن ظروف ... هنرى روى ظروف سفالين و ... جاى شستن ظروف کثيف آشپزخانه جعبه ظروف سرباز يا مسافر سازنده ظروف سفالين ظروف پايه دار ظروف چينى ظروف گلى ظروف آشپزخانه ظروف آهنى ظروف آهنى لعاب دار آشپزخانه ظروف حلبى ظروف سخت ظروف سفالين ظروف سفالين براق ظروف سفالين سنگ نما ظروف سفره ظروف شيشه ظروف فلزى واژه هاى شامل ظروف ـ (37) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}