@ظروف@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ظروف ظروف لب تخت ظروف لعابى ظروف مسطح ظروف مفرغى ظروف ميناکارى شده ظروف نقره ظروف نقره اى سر ميز لعاب مخصوص ظروف سفالى متصدى حفاظت ظروف مقدسه کليسا محل نگاهدارى ظروف مقدسه کليسا نقوش رنگى حاشيه ظروف چينى يکدست ظروف واژه هاى شامل ظروف ـ (37) : 1 , 2