@عادى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عادى پايان عادى ... به دو برابر مقدار عادى ... خارج از حد عادى و فوق العاده ... چيز عادى يا طبيعى چيز غير عادى کار عادى کار عادى و بدون فکر کارهاى عادى و روزمره ازدياد غير عادى خاطرات و ... ازدياد غير عادى مايع اسطو خودوس عادى اشتعال برخلاف مسير عادى شعله افزايش غير عادى حافظه امر عادى اندازه متفاوت با عادى انقباض غير عادى عضلات به جريان عادى انداختن به صورت عادى و معمولى در آوردن به طور عادى به طور عادى يا طبيعى به طور غير عادى به طور غير عادى و مرموز بيش از اندازه عادى تخليه الکتريکى غير عادى جريان سريع و غير عادى واژه هاى شامل عادى ـ (58) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}