@عارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عارى پياده کردن عارى از سلاح ... ... بدون زندگى و عارى از حيات عارى کردن عارى از عارى از کيفيات واقعى نمودن عارى از احساسات عارى از تطور و الهام عارى از تعصب عارى از جذبه يا ميل جنسى عارى از جزئيات عارى از حس مسئوليت عارى از خيال عارى از زندگى عارى از شاخه کردن عارى از شرم عارى از عشق عارى از فايده عارى از فريبندگى عارى از لطف عارى از لطف و مزه عارى از متانت عارى از معنى عارى از مه عارى از نفس پرستى عارى از هوش واژه هاى شامل عارى ـ (27) : 1 , 2