@عام@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عام کارهاى عام المنفعه ... به موسسات عام المنفعه و ... اسم عام ... دولت به بنگاه عام المنفعه امور عام المنفعه بار عام دادن به طور عام گفتن تاسيسات عام المنفعه توافق عام حس عام حصبه عام دوا عام دواى عام سلام عام شارع عام صداع عام عام گرايى عام کردن عام منظوره علاج عام قتل عام قتل عام کردن قتل عام کننده مربوط به قتل عام معين عام