@عامل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عامل ... گياهى که عامل پديده هاى ... ترکيبى که عامل هيدورکسيد داشته ... ... ترکيب چند عامل يا پديده ... دارو يا عامل کشنده جانوران ... دستخوش عامل خارجى دياستاز عامل تجزيه لخته خون سيستم عامل سيستم عامل گرده اى عامل پايين درجه عامل پريشانى عامل کارگر عامل کاهش دهنده فعاليت بدنى عامل کم کننده عامل احساس عامل احيا کننده عامل انتشار عقايد عامل بالقوه عامل بند آورنده جريان خون عامل بندى عامل تکرار جرم عامل خارجى عامل در نفس خود عامل درزگير عامل دست دوم عامل رسوب واژه هاى شامل عامل ـ (55) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}