@عبور@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عبور ... مختلف از آن عبور مى کند نرده يا مانع عبور دشمن ... آن نمى تواند عبور کند هر چيزى که مانع عبور نور شود هزينه عبور کشتى از سد بالابر واژه هاى شامل عبور ـ (55) : 1 , 2 , 3