@عجله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عجله چيزى که با عجله نوشته شده کارى را با عجله و اشتياق انجام ... از روى سرعت و عجله از روى عجله با عجله انجام شده بى عجله ساخته شده از روى عجله سرسرى و با عجله رسيدگى کردن عجله کردن عجله کننده عجله و سرعت هضم سريع و از روى عجله