@عدم@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عدم عدم مشارکت عدم مطابقت عدم مقاومت عدم موافقت عدم موفقيت عدم نزاکت عدم هضم عدم هم آهنگى عدم هم آهنگى داشتن عدم همکارى عدم همکارى عضلات محرکه عدم وابستگى عدم واقعيت عدم وجود رنگ دانه در بدن عدم وفق عدم يا فسخ همکارى عنصر با عدم تقارن مغناطيسى فلسفه صبر و عدم جنبش قابليت عدم فرسايش در هوا ... از اقرار عدم امکان انکار ... مايه عدم رضايت ناشى از عدم تبعيض واژه هاى شامل عدم ـ (147) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}