@عدم@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عدم عدم مشارکت عدم مطابقت عدم مقاومت عدم موافقت عدم موفقيت عدم نزاکت عدم هضم عدم هم آهنگى عدم هم آهنگى داشتن عدم همکارى عدم همکارى عضلات محرکه عدم وابستگى عدم واقعيت عدم وجود رنگ دانه در بدن عدم وفق عدم يا فسخ همکارى عنصر با عدم تقارن مغناطيسى فلسفه صبر و عدم جنبش قابليت عدم فرسايش در هوا ... از اقرار عدم امکان انکار ... مايه عدم رضايت ناشى از عدم تبعيض واژه هاى شامل عدم ـ (147) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6