@عرضه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عرضه کسى که چيزى به او عرضه شده ... ويترين کالاهاى عرضه شده را ... آدم بى عرضه آدم بى عرضه و فقير آدم خوش نيت ولى احمق و بى عرضه به بازار عرضه کردن بى عرضه تروريست بى عرضه و نالايق جنس عرضه شده براى فروش عرضه کردن عرضه بيش از تقاضا عرضه داشت عرضه داشتن عرضه داشتنى قابل عرضه قابل عرضه در بازار قابليت عرضه در بازار