@عروسک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عروسک ... به جاى عروسک يا جانورى ... اتاق عروسک بچه عروسک پارچه يى عروسک بازى عروسک خيمه شب بازى عروسک دلقک نماى خيمه شب بازى عروسک سياه و عجيب و غريب عروسک سياه و عجيت و غريب عروسک وار