@عشق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عشق ... کسى به آن عشق و علاقه دارد آزاد از قيد عشق از غم عشق آزاد اظهار عشق اظهار عشق کردن با الهه عشق و زيبايى الهه ى عشق و زيبايى به دام عشق انداختن بوسيدن و عشق بازى کردن بى عشق بيمار عشق بيمار عشق شدن تب عشق خداى عشق که به صورت ... دلخسته عشق شربت عشق شربت عشق آميز شربت عشق دادن به طلسم عشق عارى از عشق عشق پاک عشق ابلهانه ورزيدن عشق الهى عشق باز عشق بازى واژه هاى شامل عشق ـ (49) : 1 , 2