@عصبى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عصبى ... ايجاد تحريک عصبى يا احساس قبل از عقده عصبى ماده خاکسترى بافت عصبى مخاف آماس عصبى مرکز عصبى مرض عصبى ... به ناراحتى عصبى و روانى ... بين دستگاه عصبى خودکار که ... منسوب به دستگاه عصبى خودکار ناراحتى روانى در اثر حالت عصبى وابسته به جلو عقده عصبى وابسته به دستگاه عصبى نباتى وابسته به مختصرترين تحريک عصبى وحشت زده و عصبى ياخته عصبى واژه هاى شامل عصبى ـ (40) : 1 , 2