@عضله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عضله پروتئين اساسى عضله پروتئينى محتوى آهن قرمز در عضله پيچش و انقباض عضله درخواب استخوان عضله انقباض عضله پيدا کردن بخشى از عضله يا مغز خاصيت انقباض عضله درد عضله ... عضلانى که عضله را تشکيل ... عضله اى که منقبض شود عضله بالابر عضله برون گرداننده عضله خم کننده عضله خياطه عضله دور کننده عضله دوسر عضله ذوذنقه عضله راجعه عضله قلب عضله ماسکه عضله مستعرضه عضله مضو عضله ممدده عضله نگاهدارنده عضله ى منبسط واژه هاى شامل عضله ـ (30) : 1 , 2