@عقايد@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عقايد ... عقايدى مخالف عقايد عمومى ... اصول و عقايد دينى سخت ... سانسور عقايد ... اشخاصى داراى عقايد و اديان ... ... که تمام عقايد و افکارش ... عامل انتشار عقايد عقايد اشتراکى لنين عقايد تعصب آميز عقايد قرون وسطايى عقايد لوتر و کليساى او عقايد مندل عقايد ناسيوناليزم خيلى افراطى عقايد نهيليستى عقايد و افکار محدود محلى عقايد يا سياست شرقى عقايد يا قلمرو نفوذ اشراف پروسى مبنى بر عقايد نظرى مجموعه اى از عقايد علمى و مدون محدوديت در افکار و عقايد محلى مطابق عقايد کليساى مسيح مفتش عقايد وابسته به عقايد سياسى ماکياولى واژه هاى شامل عقايد ـ (47) : 1 , 2