@عقب@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عقب به عقب برگشته به عقب بردن به عقب رفتن به عقب سرازير شدن تخته عقب گارى و کاميون ... ترقى و پيشرفت را عقب انداختن تير عمودى عقب کشتى جاى عقب ترين بازى کن ... ى موزيک که عقب آن به شکل ... جلو آمدگى يا عقب رفتگى جلو و عقب جمع شدن و عقب نشينى کردن جنبش به عقب و جلو ... جهنده اى در جهت عقب حرکت به عقب حقوق عقب افتاده خرچنگى که پاهاى عقب آن ناقص است خميده به عقب خود را عقب کشيدن ... داراى دو صندلى عقب و جلو ... يا در جلو و عقب ساختمان در عقب درب عقب اتومبيل دفاع از قسمت عقب پل دنده عقب واژه هاى شامل عقب ـ (103) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}