@علاقه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علاقه پرحرارت و علاقه ... به آن عشق و علاقه دارد کسى که علاقه مفرطى به ... از روى علاقه از علاقه و محبت کاستن اشتياق و علاقه شديد امر مورد علاقه بى علاقه بى علاقه کردن بى علاقه بامور سياسى بى علاقه به مکالمه و ... بى علاقه شدن جنون و علاقه شديد براى ... ... که مورد علاقه آفروديت بود داراى علاقه جنسى به جنس ... عدم علاقه علاقه به اجساد علاقه به جنس مخالف علاقه به غار شناسى علاقه به نفس علاقه خاص علاقه داشتن به علاقه دمدمى علاقه شديد به چيزى علاقه محلى واژه هاى شامل علاقه ـ (35) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}