@علامت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علامت چراغ علامت توقف وسايط نقليه ... خياطى مخصوص علامت گذارى روى ... گل علامت مخصوص هر استان يا کشور آتش علامت الاکلنگ علامت نما امضاء و علامت برجسته و مشخص امضاء يا علامت مخصوص شخص ... چيز ديگرى براى علامت دادن ... به صورت علامت سوال مى ... اين علامت اين علامت ! با پرچم علامت دادن با اين علامت - نشان گذاردن با حروف علامت گذاشتن با خط علامت گذاشتن با سياهى علامت گذاشتن با علامت ابلاغ کردن با علامت صليب کسى را برکت دادن بدون علامت ... شطرنجى ساختن يا علامت گذاردن بى علامت تغيير علامت داراى علامت تفريق دخشه علامت نما دونقطه يعنى اين علامت واژه هاى شامل علامت ـ (117) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5