@علامت@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علامت علامت منها يا منفى علامت نگهبان علامت نجومى علامت نقل قول علامت هاى متفاوت علامت و مقدار علامت يا نشان حجارى شده علامت يا نشان نجابت خانوادگى ... نمايش به وسيله علامت يا رمز ... يا پيراهن علامت دارى که ... مارک يا علامت دروغى گذاردن مقدار علامت دار موضوع علامت ميدان علامت دار نشان يا علامت دولت يا ... هنجار سازى علامت واژه يا علامت يا حرفى ... واژه هاى شامل علامت ـ (117) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5