@علت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علت ... جزء يا از علت به معلول پى بردن از معلول به علت از علت به معلول پى بردن از معلول به علت رسيده اعتقاد به علت نهايى در گيتى بدون علت معين به چه علت به علت به علت اين که بهر علت بيان کننده علت بيان علت تحليل و فساد عضو بدون علت مشهود تغييراتى که به علت عادت به محيط ... ... که به علت انقباض عضلات ... ذکر علت کردن رابطه بين علت و معلول ... غروب به علت تابش آفتاب ... ... که به علت خوابيدن متمادى ... ضعف حافظه به علت ضعف يا بيمارى ... ... ويروس به علت کشت مکرر ... علت العلل علت انگيختگى علت اوليه علت براى عملى تا قاضى ... واژه هاى شامل علت ـ (33) : 1 , 2