@علت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علت ... جزء يا از علت به معلول پى بردن از معلول به علت از علت به معلول پى بردن از معلول به علت رسيده اعتقاد به علت نهايى در گيتى بدون علت معين به چه علت به علت به علت اين که بهر علت بيان کننده علت بيان علت تحليل و فساد عضو بدون علت مشهود تغييراتى که به علت عادت به محيط ... ... که به علت انقباض عضلات ... ذکر علت کردن رابطه بين علت و معلول ... غروب به علت تابش آفتاب ... ... که به علت خوابيدن متمادى ... ضعف حافظه به علت ضعف يا بيمارى ... ... ويروس به علت کشت مکرر ... علت العلل علت انگيختگى علت اوليه علت براى عملى تا قاضى ... واژه هاى شامل علت ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}