@علف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علف پر از علف هرزه پشته علف پوشيده از کلاله مو يا علف پى علف گشتن چمن زن يا علف چين موتورى ... بلند کردن بسته علف و يونجه کلاله علف درهم پيچيده کندن علف هرزه کومه علف خشک کومه مخروطى از علف خشک از علف هرزه پاک کردن انبار علف با علف پوشاندن بدون علف هرزه برگ يا علف تربچه بيلچه مخصوص کندن علف هرزه تخم علف تل علف توده شناور علف و نى که ... توده يا کومه يونجه يا علف خشک جنس علف بواسير يا خنازير جنس علف خر حشيشه القزاز و علف هاى هرز ديگر حق علف چريدن خرمن علف خشک واژه هاى شامل علف ـ (80) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}