@علم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علم ... وابسته به علم پرتاب گلوله کارشناس علم اصوات آموزگار علم فروش بخشى از علم فيزيک که در ... بيزارى از علم و دانش و خرد تحصيل علم اشتقاق کردن حامى و حافظ علم و ادب دانشمند علم دين دشمنى با علم و هنر رشته اى از علم پزشکى که در ... رشته اى از علم پزشکى که در ... ... اى از علم انسان شناسى ... رشته اى از علم در باره فساد ... رشته اى از علم شيمى که در ... رشته اى از علم مکانيک که در ... شاخه اى از علم گياه شناسى توصيفى ... شاخه اى از علم زيست شناسى که ... شاخه اى از علم زيست شناسى که ... شاخه اى از علم فيزيک که در ... شاخه اى از علم فيزيک که در ... ... که در باره علم لشکر کشى بحث ... شبه علم شخص که علم خاصى را نداند طالب علم عالم در علم بديع واژه هاى شامل علم ـ (217) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}