@علم@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علم علم هيپنوتيزم يا طريقه ... علم هيئت علم ورزش علم وظايف اخلاقى علم وظايف الاعضاء ... آميز از قبيل علم ارواح ... اصطلاحات يک علم يا يک ... قسمتى از علم جانور شناسى ... متخصص در علم حرکت گاز و هوا متخصص در علم علل طبيعى آتشفشان متخصص علم الاساطير متخصص علم تشريح متخصص علم شنوايى متخصص علم مساحى متخصص علم ناخوشى هاى زنانه مخالفت با علم و معرفت مدعى علم اليقين مربوط به علم مربوط به علم گوهر شناسى مربوط به علم العبادات مربوط به علم حرکت اجسامى ... مربوطبه علم گوهر شناسى مطابق علم وظايف الاعضا مطالعه علم زمين شناسى کردن منکر رسيدن به علم يقين واژه هاى شامل علم ـ (217) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}