@علم@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علم علم هيپنوتيزم يا طريقه ... علم هيئت علم ورزش علم وظايف اخلاقى علم وظايف الاعضاء ... آميز از قبيل علم ارواح ... اصطلاحات يک علم يا يک ... قسمتى از علم جانور شناسى ... متخصص در علم حرکت گاز و هوا متخصص در علم علل طبيعى آتشفشان متخصص علم الاساطير متخصص علم تشريح متخصص علم شنوايى متخصص علم مساحى متخصص علم ناخوشى هاى زنانه مخالفت با علم و معرفت مدعى علم اليقين مربوط به علم مربوط به علم گوهر شناسى مربوط به علم العبادات مربوط به علم حرکت اجسامى ... مربوطبه علم گوهر شناسى مطابق علم وظايف الاعضا مطالعه علم زمين شناسى کردن منکر رسيدن به علم يقين واژه هاى شامل علم ـ (217) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9