@علمى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه علمى پيروى از روش علمى ... مخصوص مراجعات علمى و ادبى ... استفاده علمى آب در درمان ... اصطلاحات علمى يافنى ... خاص انگليسى علمى مصطلح درجنوب ... افسانه علمى انجمن علمى باغبانى علمى بحث علمى عصب شناسى ... اصطلاحات خاص علمى يافنى مخصوص ... ... روحانى يا غير علمى در آوردن تحقيق علمى تحقيقات علمى در بازار ... تشريح علمى تشريح علمى درخت خلاف موازين علمى داراى بنگاه هاى علمى يا خيراتى داستان تخيلى علمى ... نويسنده يا مکتب علمى يا ادبى و ... روش علمى سبک علمى عضو انجمن علمى علمى که در باره پديده ... علمى که در باره اثر ... علمى که در باره برجستگى ... واژه هاى شامل علمى ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}