@عمارت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمارت تير عمارت روزنه هاى عمارت زمين جلو عمارت ساختمان يا عمارت آموزشگاه عمارت پارلمان ايالتى عمارت چند دستگاهى عمارت کلاه فرنگى عمارت کنگره درشهر واشينگتن عمارت بزرگ عمارت شهردارى قسمت پايين عمارت قسمتى از يک عمارت ... مثلثى شکل سردر عمارت