@عمق@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمق ... مى اندازد تا عمق آن را تعيين ... کم عمق کم عمق کردن کم عمق شدن کمى عمق رودخانه که موجب ... آب جارى در قسمت کم عمق رود اندازه گيرى عمق دريا و اقيانوس جاى کم عمق دريا خاک کم عمق دامنه کوه و ... داراى شيار کم عمق ... که براى تعيين عمق آب به کار ... عمق پيمايى کردن عمق پيمودن عمق سنج عمق سنجى عمق و يا انت هاى هر عضو مجوفى عمق ياب صوتى غير قابل عمق سنجى قسمت کم عمق رودخانه اى ... ماهى چهار گوش عمق زى که از ... مربوط به اندازه گيرى عمق ... اندازه گيرى عمق چيزى به ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}