@عمق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمق ... مى اندازد تا عمق آن را تعيين ... کم عمق کم عمق کردن کم عمق شدن کمى عمق رودخانه که موجب ... آب جارى در قسمت کم عمق رود اندازه گيرى عمق دريا و اقيانوس جاى کم عمق دريا خاک کم عمق دامنه کوه و ... داراى شيار کم عمق ... که براى تعيين عمق آب به کار ... عمق پيمايى کردن عمق پيمودن عمق سنج عمق سنجى عمق و يا انت هاى هر عضو مجوفى عمق ياب صوتى غير قابل عمق سنجى قسمت کم عمق رودخانه اى ... ماهى چهار گوش عمق زى که از ... مربوط به اندازه گيرى عمق ... اندازه گيرى عمق چيزى به ...