@عمل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمل پاداش عمل پس از عمل جراحى ... است به معنى عمل و کار و ... کسر عمل ... بدون فکر قبلى عمل مى کند آزادى عمل آزادى عمل و بيان آغاز عمل ... در بين پوست عمل مى کند از روى اصول بهداشتى عمل کردن اشکال عمل بلع امتحان مقدماتى به عمل آوردن ... آن آزمايش به عمل مى آيد اهل عمل ... جنس مونث بدون عمل لقاح با خشونت و شدت عمل بسيار با دست عمل کردن باز عمل آوردن باشدت حرکت يا عمل کردن بدون تلافى يا عمل متقابل بدون عمل بدون عمل جنسى بسرعت عمل کردن به تعهد خود عمل نکردن به طرز خوبى مورد عمل قرار گرفته واژه هاى شامل عمل ـ (221) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}