@عمل@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمل به طور اغراق آميزى عمل کردن به طور خودکار عمل کردن به عمل آورنده تحقيقات محرمانه به عنوان رئيس تشريفات عمل کردن به عنوان والدين عمل کردن به وسيله عمل جراحى زهدان ... ... تجزيه سلولى به عمل آوردن تحت عمل تجزيه شيميايى ... تحقيقات گياه شناسى به عمل آوردن تدريجا عمل کردن يا شدن ... به وسيله عمل سايش رودخانه ... جامه عمل به خود پوشيدن جريان عمل جفت گيرى يا عمل جنسى کردن خود عمل داراى عمل متقابل ... لوزتين به وسيله عمل جراحى در حال عمل دزدکى عمل کردن دسته جمعى عمل کردن دوره عمل ... هاگدار بدون عمل لقاح از ... ... که داراى عمل تراوش مايع ... سوء عمل شبه عمل واژه هاى شامل عمل ـ (221) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}