@عمل@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمل لجباز در عقيده و عمل مبحث عمل تخمير در شيمى عملى متقابلا عمل کردن مخفيانه تحقيقات به عمل آوردن مراسم نامزدى به عمل آوردن مربوط به عمل سزارين يا ... مزد عمل بد مطابق مقتضيات وقت عمل کردن ... و به عمل آوردن مشروبات مورد عمل قرار دادن ... عضلانى در اثر عمل فکرى نتيجه عمل نيرو يا عمل سحر و افسون واپسين عمل يا اثر يا گفتار وابسته به طرز عمل و رويه وابسته به عمل وابسته به عمل آب هاى گرم ... وابسته به مرحله پيش از عمل وادار به عمل کردن وارد عمل شدن يک نوع عمل جراحى مخصوص فتق واژه هاى شامل عمل ـ (221) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9