@عمل@9

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمل لجباز در عقيده و عمل مبحث عمل تخمير در شيمى عملى متقابلا عمل کردن مخفيانه تحقيقات به عمل آوردن مراسم نامزدى به عمل آوردن مربوط به عمل سزارين يا ... مزد عمل بد مطابق مقتضيات وقت عمل کردن ... و به عمل آوردن مشروبات مورد عمل قرار دادن ... عضلانى در اثر عمل فکرى نتيجه عمل نيرو يا عمل سحر و افسون واپسين عمل يا اثر يا گفتار وابسته به طرز عمل و رويه وابسته به عمل وابسته به عمل آب هاى گرم ... وابسته به مرحله پيش از عمل وادار به عمل کردن وارد عمل شدن يک نوع عمل جراحى مخصوص فتق واژه هاى شامل عمل ـ (221) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}