@عمليات@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمليات گزارش روزانه عمليات هيئت يا ... کتاب دستور عمليات اعتقاد به لزوم عمليات حاد و شديد افسر عمليات صحرايى برنامه ى عمليات تحقيق در عمليات راهنماى عمليات ورزشى دسته ... رهبرى عمليات ورزشى را کردن صورت عمليات طرح ريزى عمليات صنعتى و ... عمليات آکروباتى با هواپيما ... عمليات اکتشافى کردن عمليات اکتشافى کردن پوئيدن عمليات انتظامى محلى ... عمليات جنگى عمليات جنگى آموزشى عمليات جنون آميز در ... عمليات خصمانه عمليات دسته جمعى عمليات رقابت آميز عنيف ... عمليات غير نظاميان و ... عمليات نظامى و جنگى ... مدير عمليات منطقه شروع عمليات ناظر عمليات ساختمانى واژه هاى شامل عمليات ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}